واژه جو

شیرین ادا

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

شیرین ادا. [ اَ ] (ص مرکب ) که با شیرینی ادای سخن کند. کسی که گفتار او با بلاغت و فصاحت بود. (ناظم الاطباء). خوش سرا و خوش بیان . (آنندراج ). ◄ با حرکات و اطوار مطبوع و دلچسب : ساقیان نادره، گوینده ٔ شیرین ادا مطربان چابک و طمغاجی حاضرجواب . مختاری غزنوی . ◄ کسی که خوش تغنی کند. (ناظم الاطباء).

معنی شیرین ادا | واژه جو