شیرین حرکات
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شیرین حرکات . [ ح َرَ ] (ص مرکب ) آنکه حرکات وی دلپذیر باشد. (ناظم الاطباء). خوش ادا. با اطوار و رفتار مطبوع : فتنه انگیزی و خونریزی و خلقی نگرانند که چه شیرین حرکاتی و چه مطبوع کلامی . سعدی . خیز و بالا بنما ای بت شیرین حرکات کز سر جان و جهان دست فشان برخیزم . حافظ. شکَرِ شُکر به شکرانه برافشان حافظ که نگار خوش شیرین حرکاتم دادند. حافظ. خوش هیأت شیرین حرکات خرامان و نازان . (ترجمه ٔمحاسن اصفهان ص ١١٢). شیرین حرکات است ز بس جلوه ٔنازت زنبور عسل می کند آن موی میان را. میرزا معز فطرت (از آنندراج ).
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی