شیشه/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(ش) (اِ.) جسمی است شفاف وشکننده و بی شکل که از ذوب کردن سیلیکات به دست میآید.مترادفها و واژههای مرتبطبطری، تنگ، قرابهآبگینه، جام، زجاجواژه قبلی: شیشلیکواژه بعدی: شیشه باز