شیله
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شیله . [ ل َ / ل ِ ] (هندی، اِ) نوعی از قماش . (ناظم الاطباء) : دو تاره زکر برکه آمد برون دگرگونه و شیله از حد فزون . نظام قاری . از گلفتنت عقد نیاید به شماری تا بسته ٔ پیچ و شکن شیله و شاشی . نظام قاری (دیوان ص ١١٣).
شیله . [ ل َ / ل ِ ] (اِ) برنج آش . ◄ دارویی که افسنتین نیز گویند. (ناظم الاطباء). ◄ شلمک . (فرهنگ فارسی معین ). گیاهی از تیره ٔ گندمیان . رجوع به شلمک شود.
شیله .[ ل َ ] (اِخ ) نام مردابی است به سیستان که آب شور راکد دارد و هیرمند در آن می ریزد. (یادداشت مؤلف ).