شیلی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شیلی . [ لا ] (اِخ ) ناحیه ای است از نواحی کوفه . این مکان نهری به نام نهر شیلی دارد که امروز به نهر زیاد معروف است . نهر شیلی نهری است قدیمی در سمت بالای انبار که منبعش فرات می باشد. در ساحلش دیه ها و کشتزارهایی یافت می شود. (از معجم البلدان ).
شیلی . (اِخ ) رئیس فرقه ای ازمغتسله که به نام او به شیلین مشهورند. و او درشت پوشیدی و از ناروا و حرام پرهیز کردی و متمایل به مذهب یهود بود. بابک بن بهرام شاگرد اوست . (ابن ندیم ).
شیلی . (اِخ ) جمهوریی در امریکایی جنوبی و آن بشکل مستطیل باریکی است در مغرب آمریکای جنوبی، میان اقیانوس کبیر و رشته کوههای آند. شمال آن گرم و خشک وقسمت اعظمش بیابان است . مرکزش ملایم و دارای باران متوسط و جنوب آن دارای آب و هوای مرطوب و نسبتاً سرد می باشد. در قسمت مرکزی نباتات، غلات و انگور و میوه هامی روید و در قسمت جنوبی دارای مراتع و جنگلهای متعدد است . محصولات کانی شیلی فراوان است (شوره، مس، نقره، زغال سنگ و غیره ). مساحت کلیه ٔ کشور شیلی ٧٣٨٨٠٣ کیلومتر مربع و جمعیت آن در حدود ٧١٢١٠٠٠ تن است . پایتخت شیلی شهر سانتیاگو است . بزرگترین بندر شیلی بندر «والپارزو» است که ٢١٨٨٠٠ تن جمعیت دارد. کشور مزبوردر ١٨١٨ م . مستقل گردید. رژیم حکومت آن جمهوری و دوره ٔ ریاست جمهوری ٦ساله است . زبان مردم، اسپانیایی ومذهب اکثریت کاتولیک است . (از فرهنگ فارسی معین ).