صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۱۶۰
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
تا عارضت ز آتش میبرفروخته است بر آسمان ستاره خورشید سوخته است ای آتش و سپند دگر وقت همرهی است چشم بدی به زخم دلم بخیه دوخته است
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
تا عارضت ز آتش میبرفروخته است بر آسمان ستاره خورشید سوخته است ای آتش و سپند دگر وقت همرهی است چشم بدی به زخم دلم بخیه دوخته است