صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۱۶۲
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
از سرد مهری آتش شوقم فسرده است روغن تلف مکن به چراغی که مرده است با مشتری به چین جبین حرف میزند حسن تو گوشمال کسادی نخورده است
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
از سرد مهری آتش شوقم فسرده است روغن تلف مکن به چراغی که مرده است با مشتری به چین جبین حرف میزند حسن تو گوشمال کسادی نخورده است