صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۱۷۲
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
در گلشن وجود ره بوالفضول نیست برگ خزان رسیده او بیاصول نیست داغ است عشق از دل بیآرزوی من خون میخورد کریم چو مهمان فضول نیست
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
در گلشن وجود ره بوالفضول نیست برگ خزان رسیده او بیاصول نیست داغ است عشق از دل بیآرزوی من خون میخورد کریم چو مهمان فضول نیست