صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۱۹۱
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
بر گل رخسار او تا زلف پیچ و تاب زد شهپر پروانه سیلی بر رخ مهتاب زد از شکرخواب خزان امید بیداری نداشت سایه سرو تو بر روی گلستان آب زد
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
بر گل رخسار او تا زلف پیچ و تاب زد شهپر پروانه سیلی بر رخ مهتاب زد از شکرخواب خزان امید بیداری نداشت سایه سرو تو بر روی گلستان آب زد