صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۱۹۶
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
دل فتاد از چشم مست یار تا فرزانه شد تا ز جوش افتاد میآواره از میخانه شد دل ز ترک آرزو بر آرزوها دست یافت میهمان ترک فضولی کرد صاحبخانه شد هیچ کافر را مبادا آرزو در دل گره! عاقبت مشت گل ما سبحه صد دانه شد