صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۱۹۸
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
هر قدر نقاش نقش او به دقت میکشد چون نظر بر رویش اندازد خجالت میکشد شعله جواله یک نقطه است چون ساکن شود سیر و دور سالکان آخر به وحدت میکشد آبروی جرم اگر این است، در دیوان عفو عاصی از ناکرده بیش از کرده خجلت میکشد