صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۲۳۸
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
نشأه دیوانگی تکلیف باغم میکند نوبهاران روغن گل در چراغم میکند از گریبان تجرد سر برون آوردهام بوی پیراهن شنیدن بیدماغم میکند حرف بلبل را ز استغنا به خاک افکندهام ساده لوحی بین که گل تکلیف باغم میکند سایه بال هما ارزانی خورشید باد برگ تاکی از گلستان تردماغم میکند