صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۲۴۰
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
چشم مستت سرمه را بیهوشدارو میکند زهر قاتل وسمه را آن تیغ ابرو میکند بر گلستانی که آن شمشاد بالا بگذرد سرو را انگشت حیرت بر لب جو میکند
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
چشم مستت سرمه را بیهوشدارو میکند زهر قاتل وسمه را آن تیغ ابرو میکند بر گلستانی که آن شمشاد بالا بگذرد سرو را انگشت حیرت بر لب جو میکند