صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۲۵۱
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
در جنون عقل از سر دیوانه بیرون میرود خانه چون شد تنگ، صاحبخانه بیرون میرود درد غربت بر دل تنگم گرانی میکند گرد ویرانی گرم از خانه بیرون میرود قطع الفت کردن از روشن ضمیران مشکل است دود میپیچد به خود از خانه بیرون میرود