صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۲۵۸
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
آنچه آن روی لطیف از سایه مژگان کشید کی عذار ماه مصر از سیلی اخوان کشید؟ عاشقان را از تمتع مانعی جز شرم نیست در حریم وصل میباید مرا هجران کشید میتوانی گنجها از نقد وقت اندوختن گر توانی پای خود چون کوه در دامان کشید