صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۲۷۶
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
نشد قسمت که چندان چشم شوخ او به ما سازد که مرغ زیرکی منقار با آب آشنا سازد نگاه آن که بر آیینه روی تو میغلطد دمش آیینه آب گهر را بیصفا سازد رخ مقصود از آیینه وقتی جلوه گر گردد که مالش استخوان پیکرت را رونما سازد