صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۲۸۴
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
صفای عارضش ته جرعه بر مهتاب میریزد لبش بیهوشدارو در شراب ناب میریزد نمیدانم چه خصمی با نوای بلبلان دارد که شبنم هر سحر در گوش گل سیماب میریزد
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
صفای عارضش ته جرعه بر مهتاب میریزد لبش بیهوشدارو در شراب ناب میریزد نمیدانم چه خصمی با نوای بلبلان دارد که شبنم هر سحر در گوش گل سیماب میریزد