صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۳۳۵
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
سخنی کز دهن تنگ تو برمی آید راز غیب است که از پرده بدر میآید از گلستان در و دیوار و ز آیینه قفاست آنچه از حسن تو ما را به نظر میآید آمد کار من و رشته تسبیح یکی است که ز صد رهگذرم سنگ به سر میآید