صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۳۴۵
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
شراب روز دل لاله را سیه دارد چه حاجت است به شاهد سخن چو ته دارد به داد و عدل بود خسروی، نه طبل و کلاه وگرنه شاهین، هم طبل و هم کله دارد برآورد ز گریبان رستگاری سر کسی که سر به ته از خجلت گنه دارد