صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۳۵۹
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
کجا به سیر چمن با رخ گشاده نشد که گل ز شاخ به تعظیم او پیاده نشد هزار ناخن الماس ریشه کرد و هنوز ز زلف طالع ما یک گره گشاده نشد
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
کجا به سیر چمن با رخ گشاده نشد که گل ز شاخ به تعظیم او پیاده نشد هزار ناخن الماس ریشه کرد و هنوز ز زلف طالع ما یک گره گشاده نشد