صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۳۷۸
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
بادهای را نپرستم که خرابم نکند گرد آن شمع نگردم که کبابم نکند خون منصورم و بیداردلی جوش من است میطفل افکن افسانه به خوابم نکند آب گشته است دل یک چمن از خنده من میشود حشر مکافات گلابم نکند؟