صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۳۸۹
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
تا چند رخ ز باده کسی لاله گون کند؟ تا کی کسی شناه به دریای خون کند؟ هر کس ز عشق سایه دستی گرفته است چون تیشه دست در کمر بیستون کند روزی که چرخ پنبه گذارد به داغ ما خورشید سر ز روزن مغرب برون کند اول شکار لاغر آن صید پیشهایم ما را مگر شهید برای شگون کند