صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۴۱
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
لعل از کان بدخشان، گوهر از عمان طلب گنج از ویران، حضور دل ز درویشان طلب نیست نعمت را درین دریای بیپایان حساب چون صدف از عالم بالا همین دندان طلب میکند کار نمک درمی، تکلف در سلوک خانه را پاک از تکلف کن دگر مهمان طلب