صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۴۳۷
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
جمعی که سر خویش به فتراک تو بستند چندان که به گردش بود این دایره، هستند شد پنجه سیمین تو در مهد، نگارین از رشته جانها که به انگشت تو بستند
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
جمعی که سر خویش به فتراک تو بستند چندان که به گردش بود این دایره، هستند شد پنجه سیمین تو در مهد، نگارین از رشته جانها که به انگشت تو بستند