صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۴۷۰
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
کاکل او درهم است از شورش سودای خویش از پریشانی ندارد زلف او پروای خویش نشأه مستی ز عمر جاودانی خوشترست خضر و آب زندگانی، ما و ته مینای خویش در میان هر دو موزون آشنایی معنوی است سرو تا بالای او را دید جست از جای خویش!