صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۵۰۸
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
من آن رندم که راز دل ز لوح سینه میخوانم خط جوهر ز پشت صفحه آیینه میخوانم نمیسازد اجل از گفتگوی عشق خاموشم من آن طفلم که درس خویش در آدینه میخوانم
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
من آن رندم که راز دل ز لوح سینه میخوانم خط جوهر ز پشت صفحه آیینه میخوانم نمیسازد اجل از گفتگوی عشق خاموشم من آن طفلم که درس خویش در آدینه میخوانم