صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۵۲۲
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
صد خنده واکشم ز تو تا ترک جان کنم در خون صد بهار روم تا خزان کنم تیغش ز سخت جانی من کند اگر شود لوح مزار خویش ز سنگ فسان کنم
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
صد خنده واکشم ز تو تا ترک جان کنم در خون صد بهار روم تا خزان کنم تیغش ز سخت جانی من کند اگر شود لوح مزار خویش ز سنگ فسان کنم