صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۶۲۳
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
بیاای عشق جان پای در گل را به راه افکن ز آه سردی آتش در دلم چون صبحگاه افکن رگ خواب است از افسردگیها رشته اشکم به هویی این گرانخوابان غفلت را به راه افکن ندارد راهی از افتادگی نزدیکتر دولت چو یوسف خویش را در منزل اول به چاه افکن