صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۶۲۶
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
راز عشق از دل بیتاب نیاید بیرون گل از آتش، شکر از آب نیاید بیرون نگه از چشم کبود تو چه خوش میآید یوسف از نیل به این آب نیاید بیرون در چنین فصل بهاری که گل از سنگ دمید زاهد از گوشه محراب نیاید بیرون نیست از ورطه افلاک خلاصی ممکن به شنا موج ز گرداب نیاید بیرون