صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۶۴۷
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
ز چهره تو چو خوشید نور میبارد اگر تو در دل شبها ستاره بار شوی به اعتبار جهان التفات اگر نکنی به دیده همه کس ز اهل اعتبار شوی اگر ز نعمت الوان به خون شوی قانع چو نافه از نفس گرم مشکبار شوی فریب وعده بیحاصلان مخور صائب که همچو ساده دلان خرج انتظار شوی