صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۸۰
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
گل ز تیغ غمزهاش در خاک و خون غلطیده است چشم خورشید از غبار خط او ترسیده است اشک ما در چشم دارد گرد غربت بر جبین گوهر ما در صدف داغ یتیمی دیده است
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
گل ز تیغ غمزهاش در خاک و خون غلطیده است چشم خورشید از غبار خط او ترسیده است اشک ما در چشم دارد گرد غربت بر جبین گوهر ما در صدف داغ یتیمی دیده است