واژه جو

صائب تبریزی | دیوان اشعار | مطالع | شماره ۲۹

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

بی‌دماغان را نرنجاندن به صحبت منت است پیش عزلت دوستان تقصیر خدمت، خدمت است

معنی صائب تبریزی | دیوان اشعار | مطالع | شماره ۲۹ | واژه جو