واژه جو

صائب تبریزی | دیوان اشعار | مطالع | شماره ۳۱۶

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

تیشه من چون زند دامان جرائت بر کمر هر رگ سنگی شود انگشت زنهار دگر

معنی صائب تبریزی | دیوان اشعار | مطالع | شماره ۳۱۶ | واژه جو