واژه جو

صائب تبریزی | دیوان اشعار | مطالع | شماره ۳۷۲

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

سلیمانی است حسن، انگشتری از حلقه مویش پریزادی است دست آموز، زلف آشنارویش

معنی صائب تبریزی | دیوان اشعار | مطالع | شماره ۳۷۲ | واژه جو