واژه جو

صائب تبریزی | دیوان اشعار | مطالع | شماره ۵۱۲

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

خضاب تازه‌ای هر دم به روی کار می‌آری شدی پیر و همان دست از سیه کاری نمی‌داری

معنی صائب تبریزی | دیوان اشعار | مطالع | شماره ۵۱۲ | واژه جو