صابوته
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صابوته . [ ت َ / ت ِ ] (اِ) سابوته . زن پیر هفتادساله را گویند. (برهان قاطع). زن پیر بود به زبان آسیان [یعنی مردم آس ]. قریع گوید : مرا که سال به هفتادوشش رسید و رمید دلم ز شله ٔ صابوته و ز هره ٔ تاز. (از لغت فرس ).