صاحب آباد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صاحب آباد. [ ح ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان حومه ٔ بخش مرکزی شهرستان کاشان، ٣٦٠٠٠گزی شمال باختری کاشان، ٢٠٠٠گزی شوسه ٔ کاشان و قم . جلگه، معتدل . سکنه ٩٠ تن، شیعه، فارسی زبان . آب آن از قنات، محصول غلات، پنبه، تنباکو، میوه جات . شغل زراعت و گله داری، صنایع دستی زنان قالی بافی است . راه فرعی به شوسه دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٣).
صاحب آباد. [ ح ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان نیگنان بخش بشرویه ٔ شهرستان فردوس، ٣٧٠٠٠گزی شمال باختری بشرویه، سر راه مالرو عمومی بشرویه به نیگنان . جلگه، گرمسیر، سکنه ٤٥ تن، شیعه، فارسی زبان . آب آن از قنات . محصول غلات، پنبه، ارزن، باغات، میوه، ابریشم، تریاک . شغل اهالی زراعت و کرباس بافی . راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٩).
صاحب آباد. [ ح ِ ] (اِخ ) حمداﷲ مستوفی ذیل جغرافیای قزوین گوید: و عمربن عبدالعزیز جهت خود در آنجا عمارت عالی ساخت در محله ٔ جوسق و اکنون آن زمین را صاحب آباد خوانند. (نزهةالقلوب ج ٣ ص ٥٨).