صاحب خرد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صاحب خرد. [ ح ِ خ ِ رَ ] (ص مرکب ) عاقل . خردمند. دانا : شگفتی فروماند صاحب خرد که نه آدمی بود و نه دام و دد. نظامی . به است از دد انسان صاحب خرد نه آنسان که در مردم افتد چو دد. سعدی (بوستان ). جوانمرد و صاحب خرد دیدمش به مردانگی فوق خود دیدمش . سعدی (بوستان ). بد اندر حق مردم نیک و بد مگو ای جوان مرد صاحب خرد. سعدی (بوستان ).
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی