صاحب شرط
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صاحب شرط. [ ح ِ ش ُ رَ ] (ص مرکب، اِ مرکب ) رئیس شُرطة : طلحه به سیستان آمد و برادرش عمر صاحب الجیش او بود و صاحب شرط او. (تاریخ سیستان ). رجوع به شرطه شود.امیر اسماعیل حسین بن العلاء را که صاحب شرط او بود و حظیره ٔ بخارا را وی نهاده بود... به حرب این دزدان فرستاد. (تاریخ بخارا ص ٩٥).