صاحب شکوه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صاحب شکوه . [ ح ِ ش ُ ] (ص مرکب ) باجلالت : یکی سلطنت ران صاحب شکوه فرو خواست رفت آفتابش به کوه . سعدی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صاحب شکوه . [ ح ِ ش ُ ] (ص مرکب ) باجلالت : یکی سلطنت ران صاحب شکوه فرو خواست رفت آفتابش به کوه . سعدی .