صاحب هنر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صاحب هنر. [ ح ِ هَُ ن َ ] (ص مرکب ) هنرمند. هنرور. دارای هنر : بی هنر را دیدن صاحب هنر نیش بر دل میزند چون کژدمی . سعدی . اگر هست مرد از هنر بهره ور هنر خود بگوید نه صاحب هنر. سعدی . زبان در دهان ای خردمند چیست کلید در گنج صاحب هنر. سعدی . ورجوع به هنر شود.
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی