صاحب ولایت
/vâže/
لغتنامه دهخدا (نسخه SQL)
صاحب ولایت . [ ح ِ وِ ی َ ] (ص مرکب، اِ مرکب ) پیر. مرشد. ولی : کسی را که نزدیک ظنت بدوست چه دانی که صاحب ولایت خود اوست . سعدی .
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی
/vâže/
لغتنامه دهخدا (نسخه SQL)
صاحب ولایت . [ ح ِ وِ ی َ ] (ص مرکب، اِ مرکب ) پیر. مرشد. ولی : کسی را که نزدیک ظنت بدوست چه دانی که صاحب ولایت خود اوست . سعدی .
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی