صادع
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صادع . [ دِ ] (ع ص ) نعت فاعلی از صَدْع . ◄ قاضی . داور. (اقرب الموارد). ◄ شارع : علی صادعها السلام . ◄ جبل ٌ صادع کصاحب ؛ کوه رونده در زمین به درازا. سیل ٌ صادع و واد صادع کذلک . ◄ الصبح الصادع ؛ بامداد روشن . (منتهی الارب ).