صاف شدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صاف شدن . [ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) یک رو شدن . یک رنگ شدن : صاف چون آیینه میباید شدن با نیک و بد هیچ چیز از هیچ کس در دل نمیباید گرفت . صائب . ◄ صاف شدن هوا؛ بی ابر شدن . آفتاب شدن .
فرهنگ طیفی واژهدان
صیقل یافتن