صاف کردن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
اتو کردن (زدن، کشیدن)، رنده کردن، هموار کردن، تراز کردن، افقی کردن ساده کردن ساییدن، سابیدن، پرداخت کردن، پولیش زدن (کردن)، روان کردن جلا دادن، صیقلی کردن، درخشان کردن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
اتو کردن (زدن، کشیدن)، رنده کردن، هموار کردن، تراز کردن، افقی کردن ساده کردن ساییدن، سابیدن، پرداخت کردن، پولیش زدن (کردن)، روان کردن جلا دادن، صیقلی کردن، درخشان کردن