صاقع
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صاقع. [ق ِ ] (ع ص ) نعت فاعلی از صقع. بر سر زننده . ◄ دیک ٌ صاقع؛ خروس بابانگ . (منتهی الارب ). ◄ دروغگو. (اقرب الموارد). صَه ْ یا صاقع؛ یعنی خاموش شو ای دروغگو. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صاقع. [ق ِ ] (ع ص ) نعت فاعلی از صقع. بر سر زننده . ◄ دیک ٌ صاقع؛ خروس بابانگ . (منتهی الارب ). ◄ دروغگو. (اقرب الموارد). صَه ْ یا صاقع؛ یعنی خاموش شو ای دروغگو. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).