صالبیة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صالبیة. [ ل ِبی ی َ ] (معرب، اِ) ابن بیطار گوید: نامی عجمی است در نزد مردم صقلیه نوعی باریک مر شالبیة را، برگ آن کوچک و طعم و بوی آن بدو ماند و نزد آن مردم مجرب است ابراء بیاض چشم را. (مفردات الادویة ج ٢ ص ٧٧).