صالح آباد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صالح آباد. [ ل ِ ] (اِخ ) قصبه ٔ مرکز بخش جنت آباد شهرستان مشهد، ١٨٠٠٠٠گزی خاور مشهد، ١٢٠٠٠گزی باختر جنت آباد. دامنه، معتدل، سکنه ٣٥٧ تن . آب آن از قنات . محصول غلات، ذرت، پنبه، تریاک، منداب، میوجات، شغل اهالی زراعت و گله داری، راه اتومبیل رو. ادارات دولتی، بخشداری، دارایی، بهداری، آمار، گمرک، دبستان، دفتر ازدواج و طلاق، ژاندارمری، تلفن و ٧ باب دکان دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٩).
صالح آباد. [ ل ِ ] (اِخ ) دهی جزء دهستان غار بخش ری شهرستان تهران، ٢٨٠٠٠گزی باخترشهر ری، ٢٠٠٠گزی جنوبی رباط کریم . جلگه، معتدل، سکنه ٢٠٢ تن . آب آن از قنات و رود کرج . محصول غلات، صیفی کاری، چغندر قند، شغل اهالی زراعت و قالی و جاجیم بافی، راه ماشین رو. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ١).
صالح آباد. [ ل ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان یوسف وند بخش سلسله ٔ شهرستان خرم آباد، ٢٢هزارگزی باختر الشتر، ٩هزارگزی باختر راه اتومبیل رو خرم آباد به کرمانشاه . جلگه، سردسیر، مالاریائی، سکنه ٣٦٠ تن . آب آن از رودخانه ٔ کهان، محصول غلات، تریاک، حبوبات، لبنیات، شغل اهالی زراعت و گله داری، راه مالرو. دارای دبستان است . ساکنین از طایفه ٔ یوسف وند هستند. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٦).