صالح پاشا
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صالح پاشا. [ ل ِ ] (اِخ ) (حاجی ...) وی از مردم زعفران است و به عهد سلطان سلیم ثالث به سال ١٢٢١ هَ . ق . رتبه ٔ امیرالبحری یافت سپس به عزم جنگ با نیروی دریائی انگلیس به بحر ابیض شد لیکن سرانجام مجبور به سوختن و غرق کردن کشتی های خود گشت و از راه خشکی به استانبول مراجعت کرد و به ولایت شام منصوب گردیدو مناصب دیگر یافت و ولایت آخسخه را نیز عهده دار شد و به سال ١٢٤٠ بدانجا درگذشت . (قاموس الاعلام ترکی ).
صالح پاشا. [ ل ِ ] (اِخ ) (حاجی ...) وی از مردم ازمیر است و در استانبول برخی مأموریتهایافت و به سال ١٢٣٦ هَ . ق . هنگامی که علی پاشای اسپارتی معزول و علی پاشای بندری منصب او را اشغال کرد صالح پاشا هم رتبه ٔ وزارت یافت و تا رسیدن صدر اعظم جدید متکفل امور صدارت گشت ولی صدراعظم جدید بیش از نه روز در آن مقام نبود و مجدداً صالح پاشا به صدارت رسید و به خوبی از عهده ٔ اداره ٔ امور کشور برآمد و متجاوز یکسال و نیم این منصب داشت سپس بسال ١٢٣٨ از آن شغل معزول و به کلیبولی اعزام گردید و ولایت شام و امارت حاج یافت و پس از مراجعت به ولایت «وان » منصوب گشت ولی چون به آتن رسید دستور یافت که به کلیبولی برگردد و وی به سال ١٢٣٩ درگذشت . (قاموس الاعلام ترکی ).
صالح پاشا. [ ل ِ ] (اِخ ) وی یکی از وزرای دوره ٔ سلطان ابراهیم خان و از مردم بوسنه است، در آغاز به مصطفی پاشا دفتردار و سپس به ابراهیم افندی روزنامه نویس منسوب بود و در دیوان محاسبات، خزانه، مطبخ همایونی، دارالصنایع سفائن و امانت دفتر انجام وظیفه میکرد تا به درجه ٔ امیر آخوری، و ریاست ینی چری رسید و به سال ١٠٥٤ هَ . ق . وزیر قبه نشین و متعاقباً دفتردار گردید و به سال ١٠٥٥ مقام صدارت عظمی یافت و قریب دو سال در این شغل بود و به عهد داودپاشا اعدام شد. جنازه ٔ او را در اسکدار دفن کردند. (قاموس الاعلام ترکی ).