صالحان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صالحان . [ ل ِ ] (اِخ ) نام محلتی است به اصفهان . (منتهی الارب ).
صالحان . [ ل ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان بویراحمد سرحدی بخش کهکیلویه ٔ شهرستان بهبهان، ١٢هزارگزی باختری سی سخت، ١٣هزارگزی باختر اتومبیل رو سی سخت به شیراز. کوهستانی، سردسیر، مالاریائی، سکنه ١٢٠ تن . آب آن از رود کبک کیان، محصول غلات، برنج، پشم، لبنیات، شغل اهالی زراعت و حشم داری، صنایع دستی زنان قالی، جوال، جاجیم بافی . راه مالرو. ساکنین از طایفه ٔ بویراحمد پائین می باشند. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٦).
صالحان . [ ل ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان توابع کجوربخش مرکزی شهرستان نوشهر، ٦٠٠٠گزی جنوب خاوری کجور.کوهستانی، سردسیر، سکنه ٨١٠ تن . آب آن از چشمه و رودخانه ٔ محلی، محصول غلات و ارزن . شغل اهالی زراعت و گله داری . عده ای از سکنه زمستان در طهران به کار خبازی و حمامی مشغولند. آثار ابنیه ٔ قدیمه و معصوم زاده ای دارد. راه مالرو. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٣).